محمد بن على ظهيرى سمرقندى

70

سندباد نامه ( فارسى )

نمايد « 1 » ، اعتماد از خلوص مودّت و صفاى محبّت او برخيزد و مصاحبت و مجالست او بر اخوان و احباب ، مطلع طاير شوم و مقدّمهء « 2 » دنائت و لؤم گردد و در دل برادران مشفق نگنجد « 3 » و در چشم ياران ناصح حقير نمايد . مرد چون اين جوابها بشنيد ، بر وى آفرين كرد « 4 » و آثار فراست او را « 5 » در انوار كياست و تحفّظ دقايق وفادارى و رعايت جانب بزرگوارى پسنديده داشت و گفت : هزار جان فداى دوستى باد كه در احياء مراسم حرّيت ، اين كلمات « 6 » تقرير داند كرد . شعر سقى اللّه ارضا زيّنت عرصاتها * بابناء فضل من شيوخ و شبّان 1 طوطى اعتماد بر حصافت و شهامت خود كرده بود و اين خبر از زبان صاحب شرع نشنيده بود كه « النّساء حبائل الشّيطان » 2 و ندانسته كه : بيت ديو از فعل زن رميده شود * چون برآميزد او يكى تلبيس در فريب و فسون و مكر و حيل * بندگيها نمايدش ابليس « 7 » مرد از خانه بيرون رفت و طوطى به ترك خواب بگفت : سرمهء « 8 » سهر در بصر كشيد و از شبكات قفس بيرون مىنگريست « 9 » . زن با خود انديشيد كه با اين طوطى لطيف ، حيلتى بايد « 10 » ساخت كه به اطّلاع و استطلاع ما نپردازد كه نظر او ميان من و محبوب « 11 » حايل است و تحفّظ و تيقّظ او ميان من و معشوق مانع و هرگاه « 12 » سخن او از سمت استقامت مايل و منحرف شود « 13 » و از جادهء استوا بيفتد و « 14 » تغيّر و تفاوت بدان راه يابد ، اعتماد از قول او برخيزد و بعد از آن هرچه گويد « 15 » آن را خيالات جنون و خرافات « 16 » ظنون پندارد « 17 » و

--> ( 1 ) . آتش : طريق اهمال و امهال سپرد ( 2 ) . آتش : مقدم ( 3 ) . آتش : ناكنج ( 4 ) . آتش : پيوست ( 5 ) . ازمير : « او را » ندارد ( 6 ) . آتش : و مقدّمات ( 7 ) . ازمير : بيت دوم را ندارد ( 8 ) . آتش : و سرمهء ( 9 ) . آتش : مىنگرست ( تاشكند مطابق متن ) ( 10 ) . ازمير : ببايد ( 11 ) . آتش : معشوق ( تاشكند مطابق متن ) ( 12 ) . ازمير : هرگه كه ( 13 ) . ازمير : گردد ( 14 ) . ازمير : واو ندارد ( 15 ) . آتش : او گويد ( 16 ) . آتش : خرفات ( تاشكند مطابق متن ) ( 17 ) . آتش : پندارند